سلطان محمد ميرزا قاجار

205

سفرنامه سيف الدوله ( معروف به سفرنامه مكه ) ( فارسى )

سلطان عبد الله . روز جمعهء هفتم از سلطان عبد الله سوار شده نه ساعت كلك رانده ، شب را در يكى از جنگلهاى كنار شط منزل كرديم . در اين راه هيچ آبادى در طرفين شط نيست ، مگر اعراب جبور و شمّر [ كه ] در بيابانها [ 127 ب ] چادر دارند . بعضى جاها در كنار شط زراعت بسيار كمى مىكنند . درخت گز و بيد ، سفيددار و نى همه‌جا بسيار است . بيابانها پر است از علف ، دراج ، مرغ آبى [ و ] خوك . در بيابان آهو خيلى زياد است . كوههاى بزرگ از دور پيداست . پاره [ اى ] كوههاى كوچك و دره ماهورها از كنار شط مىگذرد . چشمه‌هاى نفت دو طرف شط خاصه سمت راست قدرى دور از شط ، چشمه‌هاى قير و نفت بسيار است كه از اين زمين قير و نفت سياه حمل به بغداد و بصره و آن اطراف مىشود . آن همهء اين چشمه‌هاى متعفّن ، آمده داخل دجله مىگردد . جبل زهب روز شنبهء هشتم ، ده ساعت كلك رانده ، شب را در جزيرهء كوچك پردرختى كه دراج و مرغ آبى بىحساب دارد ، در مقابل كوهى كه جبل زهبش نامند به سر برديم . دو طرف كوه و هموار و درهم [ است ] . آبادى هيچ نيست . نشيمن اعراب شمّر [ است ] . خوك و آهو [ و ] درخت گز بسيار دارد . وادى جهنم سمت راست شط پشت كوهى ، بيابانى است بىآب و علف . [ 128 آ ] خاك زمينش الوان مختلف ، بيشتر سياه رنگ [ و ] رايحهء بدى دارد ، موسوم است به وادى جهنم . در وسط آن بيابان چشمهء آبى است بدرنگ و بدبو ، شور و تلخ . مىگويند آبش سم است موسوم به زقوم . حيوانات در آن بيابان نيست مگر عقرب و مار . اعراب باديه در آن بيابان نمانند . هم در اين راه از طرف چپ ، رودخانهء بسيار عظيمى از جبال عجم آمده داخل شط مىشود .